شخصیت‌ها

پیام شورای هزاره های شمال به مناسبت سالیاد شهادت سیداسماعیل بلخی و استاد امان الله موحدی

پیام شورای هزاره های شمال به مناسبت پنجاه و هفتمین سالیادشهیدعلامه سید اسماعیل بلخی و بیست و هفتمین سالیادشهید استاد امان الله موحدی

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که خون شهید را جاودانه‌ترین امضای تاریخ قرار داد…
امشب، شبی است که عطر خاطره مردان خدا در جان زمان می‌پیچد؛ شبی که نام دو سرو قامتِ استوار، بر بلندای تاریخ این سرزمین می‌درخشد؛ دو نام که با ایمان، آزادگی، عدالت و عزت گره خورده‌اند؛ شهید علامه سید اسماعیل بلخی و شهید امان‌الله موحدی.
امشب گرد هم آمده‌ایم، نه تنها برای زنده نگه داشتن خاطره دو شهید، بلکه برای تجدید پیمان با آرمان‌هایی که آنان برای آن زیستند، مبارزه کردند و از جان خویش گذشتند.
سلام بر آنان که حقیقت را بر آسایش ترجیح دادند…
سلام بر آنان که در تاریک‌ترین روزگار، چراغ بیداری را برافروختند…
و سلام بر آنان که جان خویش را نثار عزت انسان و سربلندی مردم کردند.
برادران و خواهران…
شهیدان، تنها متعلق به گذشته نیستند؛ آنان چراغ راه امروز و فردای ما هستند. هر قطره از خونشان، عهدی است بر دوش ما؛ عهدی برای پاسداری از ایمان، وحدت، عدالت و کرامت انسانی.
علامه سید اسماعیل بلخی، تنها یک عالم دینی نبود.
او اندیشمندی بیدار، شاعری متعهد، مبارزی خستگی‌ناپذیر و فرزند راستین مردم بود.
او درد جامعه را می‌شناخت و باور داشت که عالم دین، اگر در کنار مردم نباشد، رسالت خویش را به انجام نرسانده است.
سال‌های طولانی زندان، شکنجه و فشار، نتوانست قامت استوار او را خم کند.
دیوارهای زندان، اندیشه او را زندانی نکرد.
بلخی، ایمان داشت که اگر جسم انسان را در بند کنند، اندیشه را هرگز نمی‌توان اسیر ساخت.
او قلم را به شمشیر تبدیل کرد و شعر را زبان بیداری ساخت.
از همین رو، امروز نیز اشعار او همچنان زنده‌اند و پیام مقاومت را به نسل‌ها منتقل می‌کنند.
چه زیبا سروده است:
بسا شرم است بر مردی که از جور زمان گرید
به وقت محنت و غم چون زنان بر سر زنان گرید
ره مقصد بیابان است، سنگ خاره و رهزن
به جانان کی رسد آن بوالهوس کز خوف جان گرید
ثبات مرد دانا بر جفاهای فلک خندد
نه چون شاخی که با پیش‌آمد باد خزان گرید.
این شعر، تنها چند بیت ادبی نیست…
این، منشور آزادگی است.
پیامی است برای همه نسل‌ها که انسان آزاده، در برابر سختی‌ها خم نمی‌شود؛ بلکه از دل طوفان، راه خود را می‌سازد.
بلخی، ما را به ایستادگی فراخواند؛ به وحدت، به عدالت، به آگاهی و به مسئولیت.
و چه زیبا خود گفته است:
«بلخیا! نکبت و ادبار، ز سستی پیداست؛
چاره این همه، یک‌باره قیام است اینجا.»
آری…
سستی، آغاز شکست است و حرکت، آغاز پیروزی.
اما امشب، در کنار یاد آن عالم مجاهد، از مردی نیز سخن می‌گوییم که راه بلخی و مکتب شهید عبدالعلی مزاری را در میدان عمل ادامه داد.
شهید امان‌الله موحدی، مرد روزهای دشوار بود.
مردی که مسئولیت را بر آسایش ترجیح داد.
مردی که باور داشت هرگاه عزت مردم در خطر باشد، سکوت جایز نیست.
در روزهایی که افغانستان در اشغال طالبان قرار داشت و بسیاری آینده‌ای مبهم را پیش روی خود می‌دیدند، شهید امان‌الله موحدی تصمیم گرفت راه دیگری را انتخاب کند؛ راه بازگشت، راه مقاومت و راه دفاع از مردم.
در روایت یارانش آمده است که زمانی که تصمیم بازگشت به افغانستان گرفته شد، او در کنار استاد محمد محقق و استاد صابری لعل، از دفتر تهران آماده حرکت شد و با صلابت گفت:
«خون ما از خون شهید عبدالعلی مزاری رنگین‌تر نیست.»
این جمله، تنها یک سخن نبود…
پیمانی بود که با جان خود بست.
در ادامه این مسیر، استاد صابری لعل به دلایلی در مشهد ماندند؛ اما شهید امان‌الله موحدی و استاد محمد محقق راه بازگشت را ادامه دادند.
استاد محمد محقق از محور دهمزنگ، و شهید امان‌الله موحدی از محور دایکندی، مبارزه برای آزادسازی مناطق از اشغال طالبان را آغاز کردند.
این انتخاب، آسان نبود.
بازگشت به سرزمینی که هر قدمش بوی باروت می‌داد، استقبال از خطر بود.
اما مردان خدا، آسایش را انتخاب نمی‌کنند؛ مسئولیت را انتخاب می‌کنند.
شهید موحدی می‌توانست در امنیت بماند…
اما دلش آرام نمی‌گرفت، وقتی مردمش در ناامنی بودند.
می‌توانست نظاره‌گر باشد…
اما ترجیح داد در صف نخست بایستد.
می‌توانست جان خود را حفظ کند…
اما جان خود را سپر مردمش ساخت.
و این، همان مکتبی است که شهید مزاری به نسل مجاهدان آموخت؛ مکتب حضور در کنار مردم، مکتب عزت، مکتب مسئولیت و فداکاری.
امروز، وقتی از شهید امان‌الله موحدی سخن می‌گوییم، از مردی سخن می‌گوییم که پیش از آنکه با زبان سخن بگوید، با عمل خود درس وفاداری آموخت.
او ثابت کرد که وفاداری به آرمان شهیدان، تنها در سخن نیست؛ بلکه در ایستادن در میدان‌های سخت معنا پیدا می‌کند.
امروز، روح بلند شهید علامه بلخی و شهید امان‌الله موحدی، از ما یک چیز می‌خواهند…
اینکه اختلاف را کنار بگذاریم…
وحدت را پاس بداریم…
عدالت را مطالبه کنیم…
و هرگز راه شهیدان را فراموش نکنیم.
شهیدان زنده‌اند؛
در نگاه کودکی که آرزوی آینده‌ای روشن دارد…
در دعای مادری که فرزندش را به راه حق دعوت می‌کند…
در غیرت جوانی که برای سربلندی مردمش تلاش می‌کند…
و در هر گامی که برای آزادی، عدالت و عزت این سرزمین برداشته می‌شود.
امروز، در سالگرد این دو شهید والامقام، سر تعظیم در برابر عظمت روحشان فرود می‌آوریم و با آنان پیمان می‌بندیم که راهشان را ادامه دهیم؛ راه آگاهی، راه وحدت، راه عدالت و راه خدمت به مردم.
باشد که خداوند متعال، ما را از رهروان راستین شهیدان قرار دهد و توفیق پاسداری از آرمان‌های آنان را به همه ما عنایت فرماید.
روح مطهر شهید علامه سید اسماعیل بلخی، شهید امان‌الله موحدی و همه شهدای راه حق، به‌ویژه شهید وحدت ملی، استاد عبدالعلی مزاری، قرین رحمت واسعه الهی باد.
یادشان گرامی…
راهشان پررهرو…
و نامشان تا همیشه در تاریخ این سرزمین جاودانه باد.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته.
نوت: این پیام در مراسم سالیادشهیدموحدی و شهیدبلخی که از سوی مجمع عدالت و بیداری هزاره ها برگزار شده بود توسط مصلح گنجی خیل به خوانش گرفته شد

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button