
هزارهها
مراسم سی ویکمین سالگرد شهادت استادمزاری با عنوان”مزاری؛ از گسستگی تا همبستگی” در هانوفر آلمان برگزار شد
مزاری؛ از گسستگی تا همبستگی
مراسم یادبود سی ویکمین سالگرد شهادت استاد مزاری، هانوفر- آلمان
یکشنبه 15 مارچ 2026
گزارش از استادعلی امید
این مراسم توسط انجمن اجتماعی-فرهنگی الگم، نیدرزاکسن، با حضور مهمانانی از شهرهای مختلف آلمان و با گردانندگی ابراهیم حسنزاده برگزار گردید.
در آغاز برنامه، تلاوت قرآن کریم توسط قاری علی احمدی انجام شد. سپس داکتر احسان درویش، رئیس انجمن اجتماعی-فرهنگی الگم، دربارهٔ دو مناسبت مهم؛ یعنی شهادت استاد مزاری و وفات سلطانعلی کشتمند سخن گفت.
آقای درویش این دو رویداد را یک تقارن معنادار دانست و تأکید کرد که هر دو شخصیت در عرصههای مختلف خدمات بزرگ و مشابهی به مردم خود انجام دادهاند. در واقع، طوری معلوم میشود که دیدگاههای شهید مزاری به نحوی ادامهٔ گفتار و کارکرد آقای کشتمند میباشند.
سپس او به شکل مقایسهای به چند مورد مهم پرداخت. او با اشاره به زندگی و فعالیتهای سلطانعلی کشتمند، از تلاشهای وی برای بهبود وضعیت هزارهها یاد کرد و ایجاد شورای انسجام ملت هزاره و مجلهٔ «غرجستان» را از کارهای مهم او دانست. به گفتهٔ او، ایجاد چنین ساختارهایی در فضای سیاسی آن زمان کار سادهای نبود، اما کشتمند همواره بر اتحاد و همبستگی هزارهها تأکید داشت.
آقای درویش همچنین به دوراندیشی کشتمند اشاره کرد و گفت که او در سخنرانیهای خود بارها به کشتارهای بیرحمانهٔ هزارهها توسط حاکمان وقت پرداخته و بر ضرورت توجه به حقوق آنان تأکید کرده است.
او در ادامه به دیدگاههای سیاسی کشتمند اشاره کرد و گفت که وی نظام فدرالی را به عنوان یکی از راهحلهای سیاسی برای افغانستان مطرح کرده بود؛ دیدگاهی که با نظرات شهید مزاری نیز همخوانی داشت.
در بخش پایانی، آقای درویش به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی دوران شهید مزاری، از جمله نشر نشریاتی مانند «حبلالله»، «وحدت» و «پیام وحدت» و نیز شکلگیری حزب وحدت اشاره کرد و افزود که مزاری همواره بر سهمگیری عادلانهٔ اقوام در ساختار حکومت و پایان دادن به تبعیض و خشونت تأکید داشت.
او در پایان یادآور شد که در ادامهٔ برنامه یک پنل برگزار خواهد شد تا دربارهٔ راههای رسیدن به همبستگی بیشتر در میان جامعهٔ هزاره، بهویژه در میان نسل جوان و جامعهٔ دیاسپورا، گفتوگو شود. شعار این برنامه «مزاری؛ از گسستگی تا همبستگی» عنوان شده است.
برنامهٔ گلگذاری و شمعافروزی با حضور خانمهای امیری و آمنه باتوری برگزار شد. در آغاز، خانم امیری هنگام آوردن عکس شهید مزاری، گل و شمع، متنی در وصف رهبر شهید استاد مزاری قرائت کرد و او را صدای عدالتخواهی برای مردمش خواند.
سپس آمنه باتوری شعری تحت عنوان «مزاری» دکلمه کرد و گفت که مزاری تنها یک رهبر سیاسی نبود، بلکه صدای مردمش بود و با شجاعت در عمل از عدالت، کرامت انسانی و حقوق زنان و دختران دفاع میکرد. او تأکید کرد که نام بابۀ مزاری تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه نمادی از عزت و مقاومت در تاریخ است.
معرفی فدراسیون نهادهای هزاره در آلمان
دکتر مرتضی حکیمی پرزنتیشن خود را دربارهٔ معرفی فدراسیون نهادهای هزاره در آلمان ارائه کردند. به گفتهٔ ایشان، از تأسیس این فدراسیون حدود یک و نیم سال میگذرد.
او توضیح داد که جامعهٔ هزارهها در آلمان در بخشهای مختلف فعالیت دارند؛ برخی در دانشگاهها مشغول تحصیل هستند، برخی در دورههای آموزش زبان آلمانی شرکت میکنند و عدهای نیز در عرصههای گوناگون اجتماعی فعالیت دارند. در همین راستا، سازمانهای هزاره در آلمان در حوزههایی مانند فرهنگ، آموزش، ادغام اجتماعی و حمایت اجتماعی فعالیت میکنند.
دکتر حکیمی تأکید کرد که برای افزایش هماهنگی میان این نهادها و ایجاد همکاری منسجم، نیاز به یک ساختار مشترک احساس میشد تا بتواند صدای واحدی برای جامعهٔ هزاره ایجاد کند و در زمینهٔ دادخواهی و دفاع از حقوق هزارهها مؤثر باشد.
به گفتهٔ او، ایدهٔ ایجاد این فدراسیون در اکتبر سال 2024 و در جریان گفتوگو با نخبگان و نمایندگان سازمانهای هزاره شکل گرفت. در مرحلهٔ نخست، سمپوزیوم همبستگی هزارهها در برلین به میزبانی انجمن اتحاد برگزار شد که در آن دربارهٔ ایجاد چنین ساختاری بهطور مفصل بحث گردید و پیشنویس اساسنامه تهیه شد.
در ماه جون 2025، نشستی در شهر ارفورت با میزبانی انجمنهای غرجستان و موف برگزار شد و اساسنامهٔ پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفت. سپس یک کمیتهٔ موقت برای نهاییسازی اساسنامه و تطبیق آن با قوانین آلمان تشکیل شد.
سرانجام در دسامبر 2025 نخستین مجمع عمومی فدراسیون در شهر دوسلدورف با حضور نمایندگان 16 انجمن مقیم آلمان و به میزبانی انجمن کاج و سازمان رشد برگزار شد.
اهداف فدراسیون شامل هماهنگی میان سازمانهای عضو، حفظ فرهنگ و زبان، دفاع از حقوق بشر، حمایت از ادغام اجتماعی و گسترش همکاریهای بینالمللی است. ساختار سازمانی فدراسیون نیز شامل مجمع عمومی، هیئت نظارت، هیئت مدیره، هیئت مشاوره، کمیتهٔ فرهنگی و آموزشی، کمیتهٔ اقتصادی و مالی و کمیتهٔ ارتباطات و رسانهها میباشد.
در پایان، دکتر حکیمی به برنامههای آیندهٔ فدراسیون قرار است در شهر مونشن به میزبانی مرکز فرهنگی هزارهها – مونیخ اشاره کرد در این برنامه برگزاری مراسم افتتاحیهٔ رسمی فدراسیون نهادهای هزاره در آلمان، ارائهٔ برنامههای اجرایی کمیتهها، معرفی سازمانهای عضو و تقویت ارتباطات و همکاریها خواهد بود.
دکتر مصطفی ناصری، پژوهشگر در مقطع فوق دکتری در دانشگاه گیسن، پرزنتیشن دربارهٔ «راه و اندیشهٔ شهید مزاری و تلاش برای گذار از ساختارهای انحصاری به نهادهای فراگیر» ارایه داد.
او در آغاز، سی و یکمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری و همچنین وفات سلطانعلی کشتمند را تسلیت گفت و به مبارزات سیاسی شهید مزاری برای نجات و توسعهٔ مردم افغانستان، بهویژه جامعهٔ هزاره، اشاره کرد.
دکتر ناصری در ادامه با اشاره به نقشهٔ جهانی و سطح توسعهٔ کشورها، تفاوت میان کشورها را از نظر میزان توسعهیافتگی توضیح داد و گفت که یکی از عوامل اصلی این تفاوتها، نوع نهادهای سیاسی و اقتصادی است. به گفتهٔ او، این نهادها به دو دستهٔ کلی تقسیم میشوند: نهادهای فراگیر و نهادهای انحصاری یا استخراجی.
او توضیح داد که در ساختار دولتها نیز همین دو نوع نهاد وجود دارد و در طول تاریخ افغانستان، بهویژه در مناطق هزارهنشین، سیاستها و پروژهها بیشتر در چارچوب نهادهای انحصاری شکل گرفته است. دکتر ناصری ویژگیها و پیامدهای نهادهای فراگیر و نهادهای انحصاری را نیز تشریح کرد و یکی از مشکلات اساسی افغانستان را وجود ساختارهای انحصاری قدرت دانست.
به گفتهٔ او، انحصار قدرت سیاسی در طول تاریخ افغانستان، از دورهٔ عبدالرحمنخان تا دورههای نادرشاه و ظاهرشاه، یکی از مشکلات اصلی کشور بوده است. در چنین شرایطی، شهید مزاری مبارزهٔ خود را در راستای شکستن این ساختارهای انحصاری تعریف کرده بود. دکتر ناصری اهداف اساسی مبارزات شهید مزاری را در چند محور خلاصه کرد:
1. برابری شهروندی و پایان دادن به تبعیض قومی
2. شکستن انحصار قدرت و مشارکت همهٔ اقوام در حکومت
3. ایجاد نظام فدرالی و تمرکززدایی از قدرت
4. بیداری سیاسی و توانمندسازی اقشار محروم
5. عدالت، صلح پایدار و تقویت وحدت ملی
او در ادامه به یکی از سخنان شهید مزاری اشاره کرد که میگفت: «افغانستان خانهٔ مشترک همهٔ اقوام است و هیچ قومی نباید خود را مالک آن بداند.» به گفتهٔ دکتر ناصری، این دیدگاه در واقع تلاشی برای پایان دادن به حکومتهای انحصاری بود. دکتر ناصری در بخش دیگری از سخنان خود به نظریهٔ «راه باریک آزادی» اشاره کرد و توضیح داد که بر اساس این نظریه، وضعیت دولت و جامعه میتواند به سه حالت تقسیم شود: دولت ضعیف که به هرجومرج میانجامد، دولت بسیار قوی که به استبداد منجر میشود، و حالت تعادل میان دولت و جامعه که زمینهٔ آزادی را فراهم میکند.
او شرایط رسیدن به آزادی را در ایجاد تعادل میان قدرت دولت و جامعه، بسیج مردمی و ظرفیت نهادی دولت دانست. به گفتهٔ او، در دورهٔ جمهوریت برخی بسیجهای مردمی در افغانستان شکل گرفت؛ از جمله جنبش روشنایی، جنبش تبسم و جنبش رستاخیز.
با این حال، دکتر ناصری یکی از دلایل ناکامی بسیاری از این حرکتها را محدود شدن آنها در چارچوب هویتهای قومی دانست. به گفتهٔ او، مطالبات هر قوم بیشتر در محدودهٔ همان قوم باقی مانده و این مسئله مانع شکلگیری حرکتهای گستردهٔ فراقومی شده است. او همچنین مقاومت شهید مزاری را در چارچوب همین نظریه قابل تحلیل دانست و گفت که در آن زمان، دولت ضعیف و شرایط سیاسی موجود مانع تحقق کامل اهداف این مبارزات شد.
دکتر ناصری در پایان، برای تحقق عدالتخواهی و آرمانهای شهید مزاری بر چند نکته تأکید کرد: ایجاد نهادهای فراگیر، پایان دادن به انحصار قدرت، تضمین حقوق شهروندی، شکلگیری دولت پاسخگو و جامعهٔ فعال. او همچنین بر ضرورت گذار از ساختارهای قومی و قبیلهای، تقویت گفتمانهای فراقومی و استمرار حرکتهای مدنی تأکید کرد و گفت: آزادی یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه فرایندی تدریجی و مستمر است.
پنل گفتوگو: مزاری؛ از گسستگی تا همبستگی
پنل گفتوگو با محوریت «مزاری؛ از گسستگی تا همبستگی» برگزار شد. در این نشست بررسی گردید که استاد مزاری چگونه توانست در شرایط نابسامان دهههای 60 و 70 خورشیدی مردم هزاره را از مناطق دوردست گرد هم آورد و تا حدی زمینهٔ اتحاد و هماهنگی میان آنان را فراهم کند.
گردانندگی این پنل را استاد یاسین سروش بر عهده داشت و مهمانان برنامه عبارت بودند از: دکتر غلامحیدر علامه، استاد دانشگاه؛ فروزان درویش، فعال حقوق بشر و محمدحسین سمنگانی، نویسنده و فعال سیاسی.
در آغاز نشست، آقای سروش هدف از برگزاری این گفتوگو را بررسی اهداف و اندیشههای استاد مزاری عنوان کرد. به گفتهٔ او، اندیشهٔ مزاری تلاشی منظم و هدفمند برای آگاهیبخشی و رهایی جامعهٔ هزاره بود. او نخستین پرسش را دربارهٔ جایگاه مزاری در تاریخ معاصر افغانستان و تأثیر او بر جامعهٔ هزاره مطرح کرد.
دکتر غلامحیدر علامه در پاسخ گفت که مزاری قهرمان عدالتخواهی و مبارزه با تبعیض در افغانستان بود. به گفتهٔ او، مزاری با انحصارطلبی، برتریخواهی قومی و نابرابری مبارزه کرد و هم در جریان مقاومت غرب کابل و هم با شهادت خود، نقش مهمی در ایجاد همبستگی میان هزارهها ایفا نمود. او افزود که مزاری به هزارهها مفهوم زندگی با عزت را آموخت و تأکید داشت که مبارزهٔ آنان نه به سود این حزب و آن حزب، بلکه برای دفاع از حقوق و منافع خودشان است. در عین حال، مزاری بر وحدت ملی در افغانستان نیز تأکید داشت و حقخواهی را به معنای دشمنی با اقوام دیگر نمیدانست.
دکتر علامه با اشاره به سخنی از استاد مزاری گفت که او باور داشت: «در یک خانه نیز ممکن است برادری حق خود را از برادر دیگر طلب کند و این به معنای نفی برادری نیست.» او همچنین به تقارن سالروز شهادت مزاری با وفات سلطانعلی کشتمند اشاره کرد و برگزاری این برنامه را ابتکاری قابل توجه دانست.
یکی دیگر از پنلیست ها خانم فروزان درویش، فعال حقوق بشر، مزاری را «معمار کرامت انسانی هزارهها» توصیف کرد. به گفتهٔ او، در زمانی که هزارهها با نوعی انسانیتزدایی تاریخی روبهرو بودند، مزاری با طرح این شعار که «میخواهم دیگر هزاره بودن در افغانستان جرم نباشد» در واقع به دنبال پایان دادن به نوعی آپارتاید نانوشته بود.
او تأکید کرد که مسئولیت امروز جامعه این است که از حالت «قربانی» خارج شده و به «دادخواه» تبدیل شود. به باور او، نباید تنها به روایت دردها بسنده کرد، بلکه باید برای تغییر ساختارهای ناعادلانه تلاش عملی صورت گیرد.
خانم درویش همچنین به نگاه مزاری نسبت به کرامت انسانی، فارغ از جنسیت، اشاره کرد و گفت که در زمانی که فضای سیاسی و اجتماعی افغانستان بسیار بسته بود، مزاری با صراحت از حضور زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی و تصمیمگیری حمایت میکرد و در عمل نیز به آن پایبند بود. با این حال، او یادآور شد که پس از گذشت بیش از سه دهه، امروز زنان افغانستان با نوعی آپارتاید جنسیتی آشکار روبهرو هستند و از بسیاری عرصههای زندگی اجتماعی کنار گذاشته شدهاند. به گفتهٔ او، زنان هزاره که در دورهٔ جمهوریت از مدافعان دموکراسی و حقوق بشر بودند، اکنون از جمله قربانیان اصلی نظام حاکم به شمار میروند و تبعیضهای چندلایهٔ جنسیتی، قومی و مذهبی را تجربه میکنند.
او در پایان تأکید کرد که مبارزه با فراموشی یکی از مهمترین مسئولیتهاست و باید روایت رنج مردم، بهویژه زنان و قربانیان حملات هدفمند، زنده نگه داشته شود تا از مسیرهای مختلف بتوان به هدف مشترک عدالت و کرامت انسانی رسید.
در ادامه، محمدحسین سمنگانی اظهار داشت که یکی از دستاوردهای مهم استاد مزاری آشتی دادن هزارهها با قدرت سیاسی بود؛ به این معنا که او توانست مردم هزاره را به حضور فعالتر در عرصهٔ سیاست و مطالبهٔ حقوقشان تشویق کند.
به گفتهٔ او، هزارهها پس از شهادت کاریزماتیکترین رهبر خود با آزمونی بزرگ در تاریخ روبهرو شدند، اما با وجود دشواریها توانستند بخشی از مسیر ترسیمشدهٔ مزاری را ادامه دهند. بابه مزاری حرکتی تازه برای اتحاد واقعی هزارهها آغاز کرده بود؛ حرکتی که میتوانست جان تازهای به جامعهای ببخشد که سالها با تبعیض و رنج روبهرو بوده است.
او افزود که مزاری در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر افغانستان ظهور کرد؛ زمانی که سایهٔ استبداد بر سرنوشت جامعه سنگینی میکرد. ظهور او بهسان طلوع خورشیدی بود که افق سیاست و فرهنگ جامعه را روشن ساخت، هرچند در نهایت با دسیسهها و تاریکیهای زمانه از میان رفت.
مسابقه پرسش و پاسخ
در مورد زندگی مبارزاتی شهید مزاری توسط ذکریا محمدی برگزار شد. هر شرکتکننده به نوبهٔ خود پاسخ قانعکنندهای ارائه داد و برای برندگان لوح یادبود از مراسم اهدا شد.
در ختم مراسم، جمعبندی برنامه توسط خانم صالحه مرادی انجام شد.
تصاویر مراسم از روحالله رفیعی، شریف وطندوست و ستایش راشد